الان هشت شب و من کتابخونه ام.فردا تعطیل هستیم تا دوشنبه كه درس جدید ارایه میشه
امروز دریا بینظیر بود. رنگ آب با همیشه متفاوت بود. آبی آرامش میتونم اسمش رو بذارم. در فاصله دو کلاس یک ربعی فرصت داشتم تا نهایت استفاده از زیبای آب رو ببرم.آرامشی منحصر به فرد و نیلگون مانندی مثل نزدنی و والبته شاید هم زدنی
گه گاه لاک پشتهای بزرگی رو میدیدم كه سرشون رو از آب در میآوردند تا تنفس کنند .بعد از مدتی متوجه شدم كه تعدادشون خیلی زیاده .شفافیت آب کمک میکرد كه راحت تر پیداشون کنم.آب دریا تا ظهر به دیوار ساحلی دانشگاه میرسه و از ظهر به بعد بخاطر پدیده جزر عقب تر میره .بعضی از این ماهی و لاکپشتهای کم هوش تو این انتقال جا میمونند و تلف میشند .این راز خلقت هم عجب دنگ و فنگ هایی داره
پروفسور کومار كه از اساتید بنام کارلتون هستند ارایه درسهای این سری رو بر عهده دارند.وینود کومار کهن سال شده و شاید آخرین سالهای تدریسش رو میگذرونه ولی هرچی هاست اینه كه معلوم خیلی به شغلش و تعهدش پایبنده.بنظرم یجورایی حسابی جنتلمنه.
راستی داشتم با خودم فکر میکردم كه آیا میشه تو مهندسی ساختمان هم اتفاقهایی مثل این اتفاقاتی كه تو تکنولوژی اطلاعات میفته بیفته ؟ کی ساختمانها باید مثل علوم کامپیوتر نسل سوم رو تجربه کنند .هرچند این روزها بحث ساختمانهای هوشمند مطرح میشه ولی بنظرم هنوز خیلی مونده كه فراگیر بشه.هر چند بحث من بیشتر روی سازه های هوشمنده تا ساختمانهای هوشمند .بگذریم این چند وقته چیزهایی به مخیلم ظهور کرده كه شاید در آینده از توش چیزهای در بیاد .بییشتر طرح و نظریست فعلا و حتی هنوز رو کاغذ نیومده .در مورد محیط زیست و اقتصاد و ارتباطشون.اگه خدا قسمت کنه شاید بعد از فارغ التحصیل شدن روش کارکنم.
همسر هم كه یکی دو ساعت پیش از بالای سر ما پرواز کردند به دوبی لند .سفر خوش شازده خانم
کامروز
کتابخونه
Saturday, November 07, 2009
Friday, November 06, 2009
Friday, October 30, 2009

طیف گسترده ای از رنگها ازسبز تا قرمز با بیشترین پراکندگی رنگ زرد
باهمسر یکی دوساعتی رفتیم لواسان
کامروز
هشت هشت هشتاد و هشت
Wednesday, October 28, 2009


جهت مشاهده عکسها و توضیحات بیشتر اینجا راببینید
کامروز
دفتر
Monday, October 26, 2009
Friday, October 23, 2009
من در برابر تمام سختیها و چالشها ایستاده و پایدارم .معتقدم زیبایی زندگی به مبارزه با این چالشها خواهد بود.سالیان سال و در آینده این خطوط را خواهم خواند و میاندیشم و افتخار خواهم کرد خوب سفر ۲ هفته ای من هم به جزیره به پایان رسید. بر گشت من شامل ۲ قسمت سفر دریایی ۲ ساعته زیر ستاره ها و ۲ ساعته هوایی باز هم در میان ستارگان بود.
درسها سخته ولی پیش میره با استادهای کانادأیمون مشکلی نداریم اما این شریفیهای تهران اذیت میکنند
پدر به وطن برگشتند و مامان رفتند به کالیفرنیا و بزودی به فلوریدا خواهند رفت.شهزاد عزیز هم دو سه هفته آینده امتحان رزیدنسی آمریکا را خواهد داد.همسر عزیز تا ۳-۴ سال آینده بیشک یکی از متخصصین پزشکی آمریکا خواهند بود.
جای دوستان خالی داریم فیلم عروسیمون رو میبینیم.خداییش هر کسی نبود بد جوری سرش کلاه رفت.هنوز که هنوز زبانزده خاص و عامه
کامروز
Monday, October 19, 2009
Monday, October 12, 2009
Knowledge Management
هم شروع شد از جمعه ،اینکه باید تو ۶ روز آخرین نشر آکسفورد رو در زمینه مدیريت دانش در سیصد صفحه بخونی و آخرین روز امتحان بدی هم داستاني است ولي اين هنديها بد جوري كله خرند بين خودمون باشه.در ضمن نه از شنا خبري است نه از حمام آفتاب و نه هيچگونه تفريح ديگري. درس و خواب و اميد برگشت زودتر به خانه. فقط همين و همين
راستی امروز بطور خیلی اتفاقی در فیسبوک متوجه شدم بهاره و شهرام در یک عمل یونیک و زیبا در هرمیتاژ سانت پترسبورگ پیمان زناشویئ را بطور رسمی آغاز کردند و در این زیباترین موزه دنیا عکسهای آغازین و بیادماندی عروسی را بجای گذاشتند برای این دو عزیز بهترین آرزو هر دارم.در سفر پارسال به سنیت پترسبرگ عروس و دامادهای زیادی رو میدیدم که آغاز زندگیشان رو بدین زیبای آغاز میکردند
در سفر بهار به کالیفرنیا ۲ شب میهمان این دو عزیز بودیم به امید دیدار مجدد
كامروز
جزيره

