Saturday, November 07, 2009

الان هشت شب و من کتابخونه ام.فردا تعطیل هستیم تا دوشنبه كه درس جدید ارایه میشه
امروز دریا بینظیر بود. رنگ آب با همیشه متفاوت بود. آبی آرامش میتونم اسمش رو بذارم. در فاصله دو کلاس یک ربعی فرصت داشتم تا نهایت استفاده از زیبای آب رو ببرم.آرامشی منحصر به فرد و نیلگون مانندی مثل نزدنی و والبته شاید هم زدنی

گه گاه لاک پشتهای بزرگی رو میدیدم كه سرشون رو از آب در میآوردند تا تنفس کنند .بعد از مدتی متوجه شدم كه تعدادشون خیلی زیاده .شفافیت آب کمک میکرد كه راحت تر پیداشون کنم.آب دریا تا ظهر به دیوار ساحلی دانشگاه میرسه و از ظهر به بعد بخاطر پدیده جزر عقب تر میره .بعضی از این ماهی و لاکپشتهای کم هوش تو این انتقال جا میمونند و تلف میشند .این راز خلقت هم عجب دنگ و فنگ هایی داره

پروفسور کومار كه از اساتید بنام کارلتون هستند ارایه درسهای این سری رو بر عهده دارند.وینود کومار کهن سال شده و شاید آخرین سالهای تدریسش رو میگذرونه ولی هرچی هاست اینه كه معلوم خیلی به شغلش و تعهدش پایبنده.بنظرم یجورایی حسابی جنتلمنه.

راستی داشتم با خودم فکر میکردم كه آیا میشه تو مهندسی ساختمان هم اتفاقهایی مثل این اتفاقاتی كه تو تکنولوژی اطلاعات میفته بیفته ؟ کی ساختمانها باید مثل علوم کامپیوتر نسل سوم رو تجربه کنند .هرچند این روزها بحث ساختمانهای هوشمند مطرح میشه ولی بنظرم هنوز خیلی مونده كه فراگیر بشه.هر چند بحث من بیشتر روی سازه های هوشمنده تا ساختمانهای هوشمند .بگذریم این چند وقته چیزهایی به مخیلم ظهور کرده كه شاید در آینده از توش چیزهای در بیاد .بییشتر طرح و نظریست فعلا و حتی هنوز رو کاغذ نیومده .در مورد محیط زیست و اقتصاد و ارتباطشون.اگه خدا قسمت کنه شاید بعد از فارغ التحصیل شدن روش کارکنم.

همسر هم كه یکی دو ساعت پیش از بالای سر ما پرواز کردند به دوبی لند .سفر خوش شازده خانم

کامروز

کتابخونه

Friday, November 06, 2009

سهم این چند روز ما هم نشستن سر کلاس
Supply Chain Management- Qulaity Management
ودوری از خانه و خانواده است تا جمعه آینده . شهزاد هم فردا میره دوبی برای امتحان
شهزاد عزیز برایت نهایت موفقیت را آرزومندم. میدونم چه شب و روزهایی را به درس خوندن گذروندی برای رسیدن به بهترین ها .بهترین ها نثار تو
کامروز
جزیره

Friday, October 30, 2009




طیف گسترده ای از رنگها ازسبز تا قرمز با بیشترین پراکندگی رنگ زرد

باهمسر یکی دوساعتی رفتیم لواسان

کامروز
هشت هشت هشتاد و هشت

Wednesday, October 28, 2009





امروز از ضیا از دوستان قدیمی ایمیلی داشتم که تصاویری از مراحل ساخت و تکمیل پل رودخانه هوفر را نشان میداد.این سازه بی نظیر بیشک یکی از شاهکارهای مهندسی در تاریخ جاودانه خواهد ماند.این پل دو ایالت نوادا و آریزونا را بهم متصل خواهد کرد.عکس وسط من -شهزاد و شهریار را در نقطه میانی تاج سد درفروردین هشتاد وهشت نشان میدهد.

جهت مشاهده عکسها و توضیحات بیشتر اینجا راببینید

کامروز
دفتر

Monday, October 26, 2009

اینروزها کمتر دفتر هستم و گهگاه میام تا به کلیات امور رسیدگی کنم.چند روز پیش چند ساعتی را تو اورزانس بیمارستان شهدا تجریش گذروندم البته جهت همیاری یکی از آشنایان . محیط خیلی عجیبی بود شاید البته برای من که تا بحال اورزانس بیمارستان دولتی را آنچنان که باید تجربه نکرده بودم تا از نزدیکی تلخیات زندگی مردم را لمس کرده باشم.دیدن پسر جوونی که ساعتی قبل از پنج طبقه افتاده بود و نیمه پایینی بدنش فلج شده بود و ساعتها همینطور رو تخت خوابیده بود تا ایینکه دکترا تصمیمی بگیرند چیکار کنند و یا اینکه مرد جوانی که تومور مغزیش آنچنان رشد کرده بود که وقتی تو بخش مراقبتهای ویزه خوابوندنش .دکترا گفتند احتمال زنده موندنش چند ساعت بیشتر نیست -پدر و مادر و خانمش ضجه وگریه و دعا میکردند- رفتم با پدرش صحبت کردم و از تقدیر الهی براش گفتم و چقدر زیبا پذیزا بود و یا دیدن بچه کوچیکی که از یک حادثه تصادف جان سالم به سر برده بود و ده ها مورد دیگر.شب عجیبی بود برگشتیم منزل
از اون شب به بعد یک دعا به دعا های نمازم اضافه کردم -چه منتی بر ما گذاشتی که اینقدر سالم هستیم -بقدری آرامش داریم و قدرتی که هرروز شب توان نشست و برخواست و تشکر از این خالق بی همتا را داریم
از ماکرو اکونومیکس راحت شدیم حالال باید بشینیم میکرو اکونومیکیس مدیریتی بخونیم-یکجوراییی ناشکر بودیم ها اون الاستیسیسته بتن و فولاد و پخش لنگر و المان محدود مهندسی رو قدرش را ندونستیم افتادیم اینجا
خدایا گامهایم را هدایت کن و همراهم باش


اینو یکی از دوستان ایمیل کرده .ببینید جالبه
کامروز
دفتر

Friday, October 23, 2009

من در برابر تمام سختیها و چالشها ایستاده و پایدارم .معتقدم زیبایی زندگی‌ به مبارزه با این چالشها خواهد بود.سالیان سال و در آینده این خطوط را خواهم خواند و میاندیشم و افتخار خواهم کرد

خوب سفر ۲ هفته ای من هم به جزیره‌ به پایان رسید. بر گشت من شامل ۲ قسمت سفر دریایی ۲ ساعته زیر ستاره ها و ۲ ساعته هوایی باز هم در میان ستارگان بود.

درسها سخته ولی‌ پیش میره با استادهای کانادأیمون مشکلی‌ نداریم اما این شریفی‌های تهران اذیت میکنند

پدر به وطن برگشتند و مامان رفتند به کالیفرنیا و بزودی به فلوریدا خواهند رفت.شهزاد عزیز هم دو سه هفته آینده امتحان رزیدنسی آمریکا را خواهد داد.همسر عزیز تا ۳-۴ سال آینده بیشک یکی‌ از متخصصین پزشکی‌ آمریکا خواهند بود.


جای دوستان خالی‌ داریم فیلم عروسیمون رو میبینیم.خداییش هر کسی‌ نبود بد جوری سرش کلاه رفت.هنوز که هنوز زبانزده خاص و عامه


کامروز

Monday, October 19, 2009

من تهران هستم
کامروز

Monday, October 12, 2009


Knowledge Management
هم شروع شد از جمعه ،اینکه باید تو ۶ روز آخرین نشر آکسفورد رو در زمینه مدیريت دانش در سیصد صفحه بخونی و آخرین روز امتحان بدی هم داستاني است ولي اين هنديها بد جوري كله خرند بين خودمون باشه.در ضمن نه از شنا خبري است نه از حمام آفتاب و نه هيچگونه تفريح ديگري. درس و خواب و اميد برگشت زودتر به خانه. فقط همين و همين
اين درس مديريت دانش بيشتر از اينكه كاربردي باشه فلسفي است و بيشتر نظريه هاي ارايه شده مربوط به سالهاي بعد از دوهزاره والبته تضادهاي زيادي هم بين نظريه ها وجود داره اميدوارم سر جلسه امتحان هرچي خوندم يكدفعه پرنكشه بره

راستی‌ امروز بطور خیلی‌ اتفاقی‌ در فیسبوک متوجه شدم بهاره و شهرام در یک عمل یونیک و زیبا در هرمیتاژ سانت پترسبورگ پیمان زناشویئ را بطور رسمی‌ آغاز کردند و در این زیباترین موزه دنیا عکسهای آغازین و بیادماندی عروسی را بجای گذاشتند
برای این دو عزیز بهترین آرزو هر دارم.در سفر پارسال به سنیت پترسبرگ عروس و دامادهای زیادی رو میدیدم که آغاز زندگیشان رو بدین زیبای آغاز میکردند

در سفر بهار به کالیفرنیا ۲ شب میهمان این دو عزیز بودیم به امید دیدار مجدد
فعلا
كامروز
جزيره

Wednesday, October 07, 2009

Kamrooz is working on Diversity of Cultures

Island


Tuesday, October 06, 2009


امروز صبح که آمدم کلاس ایمیلم را چک کنم .نامه‌یی‌ دریافت کردم از اداره مهاجرت مبنی بر تائید اقامت دأیم آمریکا.پرونده به پرتسموت فرستاده شد برای زمانبندی مصاحبه و صدور ویزا
کامروز
جزیره‌